X
تبلیغات
صفحه اول تماس با ما RSS قالب وبلاگ
همه چی هست اینجا....

خب در آغاز می پردازیم به بحث درمورد سریال "راه بی پایان" که اخیرا در شبکه "i FILM" به نمایش گذاشته شده است.


مروری بر داستان این سریال در نگاهی کلی:

منصور پور وطن در آلمان در رشته مهندسی پلیمرتحصیل کرده اکنون با طرح جامع تحقیق و تولید پروتزهای پزشکی وارد ایران شده. منصور با کمک دوست قدیمی‌اش وحید تیمی از جوانان آشنا با این مقوله را جمع می‌کند شروع به کار کنند. واردات پروتز در ایران درانحصار دو شریک به نام‌های ابوالحسنی وتوتونچی است. آن دو با قصد جلوگیری از تولید پروتز خود را سرمایه‌گذارانی علاقمند به تولید پروتز نشان می‌دهند. منصور ۱۰ سال پیش خواستگار غزل، دختر توتونچی بوده که در آن زمان به خاطر مخالفت شدید توتونچی این ازدواج سرنگرفته، برخورد منصور با غزل عشق قدیمی او را زنده کرده و پیشنهاد وسوسه کنندهٔ توتونچی و ابوالحسنی به وی باعث می‌شود او حاضر به همکاری و اجرای طرحش با آن‌ها شود. ابوالحسنی که عاشق غزل شده او را از توتونچی خواستگاری می‌کند و توتونچی به شدت مخالفت می‌کند و این دو شریک را درگیر می‌کند. تا جایی که دعوا دو شریک را وادار به جدایی از هم می‌کند، توتونچی مشکوک به این می‌شود که ابوالحسنی دراین مدت به نوعی از او کلاهبرداری می‌کرده از یک حسابرس خبره می‌خواهد به صورت مخفی حساب‌های شرکت را بررسی کند و حسابرس به این موضوع پی‌می‌برد ابوالحسنی از طریق این شرکت پولشویی می‌کرده دسترسی به این اطلاعات به قیمت جان حسابرس و توتونچی تمام می‌شود. کامران می‌شود مقداری از پول‌هایی که همراه توتونچی بوده کم است و به این نتیجه می‌رسد شاید پول را راننده برداشته و ماجرای مرگ توتونچی آن طور نبوده که به نظر می‌رسد. فردی به نام شیرزاد به غزل مراجعه می‌کند و او که چکی با امضاء توتونچی دارد مدعی می‌شود مهندس پلیمری است که طرح تولید پروتز از آن اوست و منصور که دوست قدیمی او در آلمان است طرح را دزدیده و توتونچی نیز پس از تحقیق چک را در واقع به‌عنوان غرامت به شیرزاد داده و غزل به بهدوج مراجعه می‌کند، بهدوج نیز حرف شیرزاد را تایید می‌کند. موازی با این جریان کامران سعی دارد متوجه شود توتونچی چه کار می‌کرده، سربرگ یک حسابرس با لیست اسنادی که کپی آن‌ها را می‌خواسته در یکی از زونکن‌های مالی جا مانده، به دفتر حسابرس می‌رود و متوجه می‌شود حسابرس کشته شده. غزل کم‌کم اطمینانش را به منصور از دست می‌دهد و تصمیم می‌گیرد از ایران برود. کامران دیگر به ماجرای قتل توتونچی مطمئن شده، حال روحی نامساعدی پیدا کرده و کاملاً به پرت و پلا گویی افتاده و خودکشی می‌کند اما نجات می‌یابد. منصور و وحید شروع به جستجو درباره شیرزاد می‌کنند. منصور از روی فونت طرح شیرزاد می‌فهمد که او به تازگی طرح را کپی کرده. شیرزاد در مقابل به ابوالحسنی پناه می‌برد و او تصمیم می‌گیرد او را از کشور خارج کند. منصور ساعت پرواز خروج شیرزاد را پیدا می‌کنند. در فرودگاه شیرزاد موفق به فرار می‌شود در حالی که وحید کیف او را با زیرکی نگه می‌دارد. از طریق قبض آژانس به محل اختفای شیرزاد می‌رسند و در آن‌جا با کمال تعجب با راننده‌ای که با توتونچی تصادف کرده روبرو می‌شوند، با اطمینان از اینکه شیرزاد عامل ابوالحسنی است و با راننده در یک خانه مخفی شده‌اند. ابوالحسنی که سعی دارد ماجرا را حل کند. راننده وانت و شیرزاد توسط عوامل تمدن کشته می‌شوند اما موفق به قتل کامران نمی‌شوند ولی کامران به شدت مجروح می‌شود. منصور به پلیس مراجعه می‌کند، پلیس ماشین سوخته ابوالحسنی را در جاده لواسان پیدا می‌کند. منصور جسد ابوالحسنی را از روی انگشترش شناسایی می‌کند اما زمانی که با غزل به خانه توتونچی برمی‌گردد با پیامی از طرف ابوالحسنی روبه‌رو می‌شوند که یک‌ساعت پس از قتل وی گذاشته شده. درواقع جسد تمدن در ماشین ابولحسنی سوخته است. پلیس که به ماجرا پی می‌برد همراه منصور به فرودگاه می‌روند تا از خروج ابوالحسنی جلوگیری کنند. ابوالحسنی پس از آن‌که راه فراری برای خود نمی‌بیند دست به خودکشی می‌زند. کارگاه تولید پروتز در مرکز پلیمر شکل می‌گیرد.

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

کارگردانهمایون اسعدیان
تهیه‌کنندهمصطفی عزیزی
نویسندهعلی‌رضا بذرافشان
مهدی شیرزاد
بازیگرانآتیلا پسیانی
فرهاد اصلانی
سید مهرداد ضیایی
هومن سیدی
آزاده صمدی
موسیقیحمیدرضا صدری
تدوینبابک رضاخانی
تاریخ انتشارشبکه سوم سیما
زبانفارسی